پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۲

طالب حق را بگو هرزه مپو

گر خدا جوئی بیا ما را بجو

دامن رهبر بگیرو راه رو

گر همی خواهی که یابی وصل او

در صراط المستقیم معرفت

هم به امر پیررو ای راه جو

ره نمود ارشاد پیرم عاقبت

در مقاماتی برون از گفت و گو

در پس این پرده رو با ما نمود

آنکه می جستیم عمری کوبکو

در ارادت گر قدم خواهی نهاد

دست از ما و منی اول بشو

در مقام حال کی ره میدهند

تا نگردانی ز قیل و قال رو

عاشقی را چاره صبر آمد ولی

جان مشتاق لقا را صبر کو

ای که میجوئی رفیقی در طریق

هرچه جوئی جز اسیری را مجو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۴ما چون بعشق روی تو کردیم دل گرو
  2. شمارهٔ ۴۵۵ای منور هر دو عالم ز آفتاب روی تو
  3. شمارهٔ ۴۵۶ای هر دوکون لمعه از نور ذات تو
  4. شمارهٔ ۴۵۷یار ما دوشینه آمد پرده افکنده ز رو
  5. شمارهٔ ۴۵۸ای دل دیوانه ام حیران حسن روی تو
  6. شمارهٔ ۴۵۹تا جان ماست مونس خیل خیال تو
  7. شمارهٔ ۴۶۰جان ما را نیست در عالم بجز این آرزو
  8. شمارهٔ ۴۶۱واله و شیداست جانم در هوای عشق تو
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.