پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۵۵

ای منور هر دو عالم ز آفتاب روی تو

وی معطر ملک جان از زلف عنبر بوی تو

کفر پنهان گشت و ایمان حقیقی شد عیان

تا نقاب زلف افتاد از جمال روی تو

هر کسی را میل دل باشد بسوی این و آن

میل جان ما بعالم نیست الا سوی تو

حاجیانرا دل طواف کعبه میخواهد ولی

وایه جانم نباشد غیر طوف کوی تو

می برد از عاشقان هر دم بطراری و فن

صبر و هوش و دین و دل آن نرگس جادوی تو

تا ز دست درد هجران جان برد جویای وصل

میرود بی پا و سر در راه جست و جوی تو

چون اسیری کی کند منزل بمأوای دو کون

گر بیابد جا دل دیوانه در پهلوی تو

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۵۷یار ما دوشینه آمد پرده افکنده ز رو
  2. شمارهٔ ۴۵۸ای دل دیوانه ام حیران حسن روی تو
  3. شمارهٔ ۴۵۹تا جان ماست مونس خیل خیال تو
  4. شمارهٔ ۴۶۰جان ما را نیست در عالم بجز این آرزو
  5. شمارهٔ ۴۶۱واله و شیداست جانم در هوای عشق تو
  6. شمارهٔ ۴۶۲خوی کردم با جفای عشق تو
  7. شمارهٔ ۴۶۳جمال یار برانداخت پرده از ناگاه
  8. شمارهٔ ۴۶۴منم ز شوق جمال تو مست و دیوانه
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.