پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۷

ای حسن تو ظاهر شده برصورت احسن

بنموده عیان عکس رخت ز آینه من

ذرات ز مهر رخ تو چون مه تابان

عالم همه از نور تجلی تو روشن

چون حسن تو در باغ جهان جلوه گری کرد

از نور و صفا کون و مکان گشت چو گلشن

از پرتو حسن تو بباغ رخ خوبان

بشکفته دو صد گونه بهار و گل و سوسن

از گلبن وصل تو عجب برگ و نوا یافت

چون بلبل جان گشت اسیر قفس تن

صافی چو شرابیم و مرا نشوه مستی است

زان دم که شدم معتکف میکده چون دن

سرخوش زمی وصل تو چون گشت اسیری

مستانه برقص آمد و گوید که تنن تن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۹همچو خاک ره بعشقش خوار می باید شدن
  2. شمارهٔ ۴۵۰فی مقامی این کیف، این این
  3. شمارهٔ ۴۵۱ای دل به درد عاشقی مردانه شو، مردانه شو
  4. شمارهٔ ۴۵۲طالب حق را بگو هرزه مپو
  5. شمارهٔ ۴۵۳قد تجلی العشق فی کل المجالی فانظروا
  6. شمارهٔ ۴۵۴ما چون بعشق روی تو کردیم دل گرو
  7. شمارهٔ ۴۵۵ای منور هر دو عالم ز آفتاب روی تو
  8. شمارهٔ ۴۵۶ای هر دوکون لمعه از نور ذات تو
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.