پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۴۱

در خمار هجر تا کی جان من

از شراب وصل کن درمان من

برگدای مستمند بی نوا

رحمتی فرمای ای سلطان من

در میان آتش سوزان مسوز

جان ودل را بیش از این جانان من

آتش افتد در درون نه فلک

از فغان سینه سوزان من

سیل ریزد همچو ابر نوبهار

در فراقت دیده گریان من

چند ریزد خون ما تیغ فراق

رونما گر میکنی قربان من

نیست خالی یکدم از درد و غمش

در فراق او اسیری جان من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۴۳آتش عشق درزدی در دل و جان عاشقان
  2. شمارهٔ ۴۴۴جهانرا حسن رویت داد آئین
  3. شمارهٔ ۴۴۵من بسودای تو فارغ گشتم از سودای کون
  4. شمارهٔ ۴۴۶از حد گذشت نوبت هجران جان ستان
  5. شمارهٔ ۴۴۷ای حسن تو ظاهر شده برصورت احسن
  6. شمارهٔ ۴۴۸واله رخسار جانانست جان عاشقان
  7. شمارهٔ ۴۴۹همچو خاک ره بعشقش خوار می باید شدن
  8. شمارهٔ ۴۵۰فی مقامی این کیف، این این
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.