پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۶

ای ز درک کنه تو عاجز عقول عاقلان

اعقل عالم بوصف گفته لااحصی ازآن

عارفان را نیست بهره غیر حیرت زانکه هست

درکمال کبریای تو یقین ما گمان

کی برد عقل فضولی ره بکنه معرفت؟

قطره کی دارد خبر از قعر بحر بی کران؟

اعرف دوران حدیث ما عرفناک چو گفت

در ره تو لاف عرفان کی سزد از دیگران

در صفات ذات پاک تو زبانها جمله لال

خود نیاید بحر اوصاف تو در ظرف بیان

نیستی درجا و خالی نیست از تو هیچ جا

ذات تو باشدمنزه ازکم و کیف و مکان

گرد پیرامون ذاتت کی رسد انس و ملک

در کمال وصف تو چون حیرت آرد عقل و جان

خیره گردد دیده دل در شعاع مهر ذات

چون نشان یابد کسی از نور بی نام و نشان

چون اسیری شد فنا در پرتو روی تو یافت

از جمال نوربخش تو حیات جاودان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۸ز نار شوق تو ای جان جانان
  2. شمارهٔ ۴۳۹الا ای ازمه رویت همه کون و مکان روشن
  3. شمارهٔ ۴۴۰رب زدنی حیرة فیکم چه می خواهی بدان
  4. شمارهٔ ۴۴۱در خمار هجر تا کی جان من
  5. شمارهٔ ۴۴۲ز خلوتخانه وحدت چو بنهادی قدم بیرون
  6. شمارهٔ ۴۴۳آتش عشق درزدی در دل و جان عاشقان
  7. شمارهٔ ۴۴۴جهانرا حسن رویت داد آئین
  8. شمارهٔ ۴۴۵من بسودای تو فارغ گشتم از سودای کون
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.