پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۷

مهر وصلت گر نتابد بر دلم ای ماه من

در فراقت شمع گردون را بسوزد آه من

دوزخ سوزان شود برمن چو جنات نعیم

در قیامت گر توباشی مونس و همراه من

بی رخت شد جان بفرزین بند هجران مبتلا

گر بوصلی در نیابی مات گردد شاه من

لشکر جور و جفا بر من ره شادی گرفت

تا نباشد جز بسوی محنت و غم راه من

تا دلم آگاه شد از لذت درد و غمت

جز بسویش نیست مایل این دل آگاه من

نور مه از آفتاب آمد همیشه وین عجب

نور یابد صد هزاران آفتاب از ماه من

از اسیری گر نداری باور این درد درون

شاهد است این دیده گریان و روی کاه من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۹الا ای ازمه رویت همه کون و مکان روشن
  2. شمارهٔ ۴۴۰رب زدنی حیرة فیکم چه می خواهی بدان
  3. شمارهٔ ۴۴۱در خمار هجر تا کی جان من
  4. شمارهٔ ۴۴۲ز خلوتخانه وحدت چو بنهادی قدم بیرون
  5. شمارهٔ ۴۴۳آتش عشق درزدی در دل و جان عاشقان
  6. شمارهٔ ۴۴۴جهانرا حسن رویت داد آئین
  7. شمارهٔ ۴۴۵من بسودای تو فارغ گشتم از سودای کون
  8. شمارهٔ ۴۴۶از حد گذشت نوبت هجران جان ستان
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.