پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۲

ای ز آفتاب روی تو روشن جهان جان

وز پرتو جمال تو تابان شده جهان

اندر نقاب شاهد رویت نهان هنوز

وصف جمال او بجهان گشاه داستان

بگشای دیده زاهد و بنگر که ظاهرست

عکس جمال دوست زمرآت جسم و جان

بویی ز عاشقی نشنیدست عاشقی

کاندر طریق عشق نبودست جان فشان

ازنام وصل یافت نشانی کسی که او

از خود ببزم وصل بکل گشت بی نشان

این طرفه بین که یار در آغوش و من چنین

در جست و جوی او بجهان گشته ام دوان

لذت ببین و عیش که عمری ز جور یار

هرگز ز دست غصه نبودم دمی امان

بیرون ز شرح جلوه روی تو دیده ام

زان رو ز وصف حسن تو کوتاه شد زبان

بنگر علو مرتبه از محض موهبت

دارد مکان همیشه اسیری بلامکان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۴هر تار زلف سرکشت کفر دگر کرده عیان
  2. شمارهٔ ۴۳۵ازمی شوق جمال روی جانان همچو من
  3. شمارهٔ ۴۳۶ای ز درک کنه تو عاجز عقول عاقلان
  4. شمارهٔ ۴۳۷مهر وصلت گر نتابد بر دلم ای ماه من
  5. شمارهٔ ۴۳۸ز نار شوق تو ای جان جانان
  6. شمارهٔ ۴۳۹الا ای ازمه رویت همه کون و مکان روشن
  7. شمارهٔ ۴۴۰رب زدنی حیرة فیکم چه می خواهی بدان
  8. شمارهٔ ۴۴۱در خمار هجر تا کی جان من
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.