پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۱

تا بما دیدی جمال خویشتن

واقفی کلی ز حال خویشتن

عشق در آئینه روی خویش دید

گشت مفتون برجمال خوریشتن

عشق در هرجا ظهوری میکند

بهر اظهار کمال خویشتن

بود عمری مبتلای هجر خویش

تا میسر شد وصال خویشتن

حسن تو بی ما نیارامد دمی

کس چرا خواهد وبال خویشتن

جست بال و پر زما شهباز عشق

خود پرید آخر ببال خویشتن

کرد نقاش ازل نقش ترا

ای اسیری برمثال خویشتن

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۳دل من ز ذوق دردت نکند هوای درمان
  2. شمارهٔ ۴۳۴هر تار زلف سرکشت کفر دگر کرده عیان
  3. شمارهٔ ۴۳۵ازمی شوق جمال روی جانان همچو من
  4. شمارهٔ ۴۳۶ای ز درک کنه تو عاجز عقول عاقلان
  5. شمارهٔ ۴۳۷مهر وصلت گر نتابد بر دلم ای ماه من
  6. شمارهٔ ۴۳۸ز نار شوق تو ای جان جانان
  7. شمارهٔ ۴۳۹الا ای ازمه رویت همه کون و مکان روشن
  8. شمارهٔ ۴۴۰رب زدنی حیرة فیکم چه می خواهی بدان
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.