پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۳۰

جز دیدن دیدار تو ای سرو خرامان

درد دل ما را نبود مرهم و درمان

از نور تجلی دو جهان گشت منور

چون پرده برانداخت جمال رخ جانان

حسن تو بیک عشوه دل و دین مرا برد

گر حسن ازینست نه دل ماند و نه جان

دل مایل خوبان شد ازآن رو که عیان دید

حسن تو درآئینه رخساره خوبان

چون مهر جمال تو ز ذرات بتابید

هر ذره ازآن روی نماید مه تابان

گر وصل نجوید دل زاهد چه توان کرد

جوینده شاهی نبود طبع گدایان

چون جان اسیری همه ذرات جهانست

در پرتو خورشید رخت واله و حیران

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۲ای ز آفتاب روی تو روشن جهان جان
  2. شمارهٔ ۴۳۳دل من ز ذوق دردت نکند هوای درمان
  3. شمارهٔ ۴۳۴هر تار زلف سرکشت کفر دگر کرده عیان
  4. شمارهٔ ۴۳۵ازمی شوق جمال روی جانان همچو من
  5. شمارهٔ ۴۳۶ای ز درک کنه تو عاجز عقول عاقلان
  6. شمارهٔ ۴۳۷مهر وصلت گر نتابد بر دلم ای ماه من
  7. شمارهٔ ۴۳۸ز نار شوق تو ای جان جانان
  8. شمارهٔ ۴۳۹الا ای ازمه رویت همه کون و مکان روشن
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.