پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۹

ای وصالت آرزوی جان غم پرورد من

در فراقت شد بگردون آه دودآلود من

لذت دنیا و دین گو، هرکه می خواهد ببر

غیر دیدارت نباشد در جهان مقصود من

جان و دل در باختم تاشد وصالت حاصلم

در ره عشقت همین باشد زیان و سود من

یکدم ازما روی عالم سوز اگر سازی نهان

آتش افتد در درون چرخ ز آه و دود من

میکنم از خلق پنهان درد عشقت راولی

فاش می سازد بعالم اشک خون آلود من

چون تجلی میکند بردل جمال روی دوست

محو و نابود است در حسنش نمود و بودمن

از فنای ما چو وصل دوست حاصل میشود

ای اسیری تو فنا شو گر کنی بهبود من

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۳۱تا بما دیدی جمال خویشتن
  2. شمارهٔ ۴۳۲ای ز آفتاب روی تو روشن جهان جان
  3. شمارهٔ ۴۳۳دل من ز ذوق دردت نکند هوای درمان
  4. شمارهٔ ۴۳۴هر تار زلف سرکشت کفر دگر کرده عیان
  5. شمارهٔ ۴۳۵ازمی شوق جمال روی جانان همچو من
  6. شمارهٔ ۴۳۶ای ز درک کنه تو عاجز عقول عاقلان
  7. شمارهٔ ۴۳۷مهر وصلت گر نتابد بر دلم ای ماه من
  8. شمارهٔ ۴۳۸ز نار شوق تو ای جان جانان
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.