پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۶

چون روی تو بنمود جمال از رخ جانان

شد واله رویت ز همه رو دل حیران

در آینه جان بتوان دید کماهی

هر حسن و جمالی که نماید رخ جانان

در پرده اغیار رخ یار نهان شد

گر اهل عیانی بنماید بتو آسان

در کفر بود خلق و بایمان نبرد پی

گر دور نسازی ز رخت زلف پریشان

هرجای ز حسن تو نشان هست ولیکن

بنمود جمالت همه در صورت انسان

زاهداگرت دیده چو صاحب نظران هست

آیات جمالش ز همه صفحه روان خوان

بی پا و سر آمد بره عشق اسیری

عشاق ترانیست درین ره سروسامان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۸آئینه جمال تو شد صورت حسن
  2. شمارهٔ ۴۲۹ای وصالت آرزوی جان غم پرورد من
  3. شمارهٔ ۴۳۰جز دیدن دیدار تو ای سرو خرامان
  4. شمارهٔ ۴۳۱تا بما دیدی جمال خویشتن
  5. شمارهٔ ۴۳۲ای ز آفتاب روی تو روشن جهان جان
  6. شمارهٔ ۴۳۳دل من ز ذوق دردت نکند هوای درمان
  7. شمارهٔ ۴۳۴هر تار زلف سرکشت کفر دگر کرده عیان
  8. شمارهٔ ۴۳۵ازمی شوق جمال روی جانان همچو من
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.