پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۵

بس غریب و طرفه افتادست حال عاشقان

جسم ایشان در زمین و جانشان برآسمان

در مکان ابدان ایشان پای بند آمد ولی

دایما ارواحشان طیران کند در لامکان

ظاهر ایشان بود مشغول خلق از مرحمت

لیک در باطن ز حق نبوند غافل یکزمان

در شعاع مهر ذاتش فانی مطلق شدند

پس بحق باقی شده دیدند حیات جاودان

ازمقام بی نشانی صد نشان آورده اند

در فنای عشق تا گشتند بی نام و نشان

چونکه ایشان بوده اند ایجاد عالم را سبب

برطفیل ذاتشان آمد همه کون و مکان

هست با هریک ز حق فیض و عطا بی منتها

ای اسیری حال ایشان نیست درحد و بیان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۷از جمله ذرات جهان مهر جمالت شد عیان
  2. شمارهٔ ۴۲۸آئینه جمال تو شد صورت حسن
  3. شمارهٔ ۴۲۹ای وصالت آرزوی جان غم پرورد من
  4. شمارهٔ ۴۳۰جز دیدن دیدار تو ای سرو خرامان
  5. شمارهٔ ۴۳۱تا بما دیدی جمال خویشتن
  6. شمارهٔ ۴۳۲ای ز آفتاب روی تو روشن جهان جان
  7. شمارهٔ ۴۳۳دل من ز ذوق دردت نکند هوای درمان
  8. شمارهٔ ۴۳۴هر تار زلف سرکشت کفر دگر کرده عیان
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.