پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۴

جلوه معشوق دیدم در لقای عاشقان

واله و شیدا ازآنم در هوای عاشقان

در تجلی رخ معشوق و تاب حسن او

گر فنا شد جان ما بادا بقای عاشقان

سرفراز کاینات آمد بملک هر دو کون

هر سری کو خاک ره شد زیر پای عاشقان

گر بکوی عاشقان گشتم نثار ره، چه شد

صد هزاران جان و دل بادا فدای عاشقان

آنکه با نام و نشان از وصل معشوق آمدست

دردو عالم کس نمی بینم ورای عاشقان

رو مگردان از جفا و جور عشق و مهر کن

در میان جان و دل مهرو وفای عاشقان

پادشاه تخت ملک عشق آمد لایزال

دل که باشد در جهان از جان گدای عاشقان

از شراب وصل جانان گشت مست و بیخبر

جان که شیدای جهان شد در ولای عاشقان

ای اسیری تا بکی داری نهان اسرار عشق

چون جهان پرگشت از صیت و صدای عاشقان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۶چون روی تو بنمود جمال از رخ جانان
  2. شمارهٔ ۴۲۷از جمله ذرات جهان مهر جمالت شد عیان
  3. شمارهٔ ۴۲۸آئینه جمال تو شد صورت حسن
  4. شمارهٔ ۴۲۹ای وصالت آرزوی جان غم پرورد من
  5. شمارهٔ ۴۳۰جز دیدن دیدار تو ای سرو خرامان
  6. شمارهٔ ۴۳۱تا بما دیدی جمال خویشتن
  7. شمارهٔ ۴۳۲ای ز آفتاب روی تو روشن جهان جان
  8. شمارهٔ ۴۳۳دل من ز ذوق دردت نکند هوای درمان
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.