پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۳

ای دل ار معشوق جویی باش یار عاشقان

از سر صدق و صفا کن جان نثار عاشقان

دردل عاشق چه میجویی نشان غیریار

نیست نام غیر در دار و دیار عاشقان

کی بیابد ره ببزم وصل معشوق آنکسی

کو نبازد دین و دنیا در قمار عاشقان

زاهدا گر آرزوی وصل معشوقت بود

در طریق عشق شو پیوسته یار عاشقان

ازکمال عشق و استغنای معشوق چنان

هست دایم این همه افغان و زار عاشقان

در هوای دیدن دیدار جانان دایما

سوز جان و درد دل باشد شعار عاشقان

نیست غیر از قامت و زلف و رخ زیبای دوست

سنبل و سرو گل و باغ و بهار عاشقان

هرکه داغ عشق جانان نیست برجان دلش

در دو عالم کی درآید در شمار عاشقان

خیمه رفعت اسیری زد باوج نه فلک

از سراخلاص چون شد خاکسار عاشقان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۵بس غریب و طرفه افتادست حال عاشقان
  2. شمارهٔ ۴۲۶چون روی تو بنمود جمال از رخ جانان
  3. شمارهٔ ۴۲۷از جمله ذرات جهان مهر جمالت شد عیان
  4. شمارهٔ ۴۲۸آئینه جمال تو شد صورت حسن
  5. شمارهٔ ۴۲۹ای وصالت آرزوی جان غم پرورد من
  6. شمارهٔ ۴۳۰جز دیدن دیدار تو ای سرو خرامان
  7. شمارهٔ ۴۳۱تا بما دیدی جمال خویشتن
  8. شمارهٔ ۴۳۲ای ز آفتاب روی تو روشن جهان جان
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.