پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۴

ای صبح تجلی جمالت رخ انسان

هر ذره ز مهر رخ جانبخش تو تابان

جانا دو جهان ذره صفت واله و شیداست

در پرتو خورشید جمال رخ جانان

سودای سر زلف و خیال رخ خوبت

کردند دل و جان مرا بی سر و سامان

بنمود زمرآت جهان عکس جمالت

تا باد صبا زلف ترا کرد پریشان

بودم همه دم همدم معشوق درین راه

زان دم که شدم عاشق جانان بدل و جان

بینی رخ معشوق و بنوشی می وصلش

گر پا ز سر صدق نهی در ره جانان

دیدم همه ذرات جهان همچو اسیری

از جام وصال تو شده بیخود و حیران

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۶ای اسیران غم عشق تو آزاد از جهان
  2. شمارهٔ ۴۱۷حسن جان افزای روی او عیان
  3. شمارهٔ ۴۱۸رخسار دوست بنگر و حسن و جمال بین
  4. شمارهٔ ۴۱۹کردم نثار مقدم عشق تو عقل و دین
  5. شمارهٔ ۴۲۰عاشقیم و رند و بی نام و نشان
  6. شمارهٔ ۴۲۱آفتاب روی تو تابان شد از ذرات کون
  7. شمارهٔ ۴۲۲مرآت روی دوست نظرکن جهان ببین
  8. شمارهٔ ۴۲۳ای دل ار معشوق جویی باش یار عاشقان
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.