پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۲۰

عاشقیم و رند و بی نام و نشان

در فنای عشق جانان جان فشان

واله و شیدای حسن روی دوست

مست جام وصل و فارغ از جهان

با چنان رخسار و حسن جانفزا

کی مرا پروای حورست و جنان

در هوای وصل او طیران کند

شاهباز جان ما در لامکان

وه چه عیش است این که دستم داده است

در کنارم شاهد و می در میان

دولت وصلش چو فریادم رسید

از بلای هجر گشتم در امان

چون ببزم وصل او دیدم فنا

یافتم از وی بقای جاودان

در قمار عشق جانان باخته

نقد و جنس کفر و دین و جسم و جان

هم بیمن دولت وصل حبیب

شد اسیری در دو عالم کامران

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۲۲مرآت روی دوست نظرکن جهان ببین
  2. شمارهٔ ۴۲۳ای دل ار معشوق جویی باش یار عاشقان
  3. شمارهٔ ۴۲۴جلوه معشوق دیدم در لقای عاشقان
  4. شمارهٔ ۴۲۵بس غریب و طرفه افتادست حال عاشقان
  5. شمارهٔ ۴۲۶چون روی تو بنمود جمال از رخ جانان
  6. شمارهٔ ۴۲۷از جمله ذرات جهان مهر جمالت شد عیان
  7. شمارهٔ ۴۲۸آئینه جمال تو شد صورت حسن
  8. شمارهٔ ۴۲۹ای وصالت آرزوی جان غم پرورد من
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.