پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۵

آن یار رو ز ما بچه رو می کند نهان

چون روی خوبش از همه رو دیده ام عیان

جان مگو نهان بجهان شد جمال او

زیرا که روی دوست عیانست از جهان

وحدت بنقش و صورت کثرت ظهور یافت

یک ذات بیش نیست چه پیدا و چه نهان

پیدا بنقش جمله عالم نمود یار

از غیر او نه نام توان یافت نه نشان

نقش دویی نمود ولی جز یکی نبود

این اختلاف صورت و معنی جسم و جان

حسنش بشکل هر دو جهان چون که جلوه کرد

عالم نمود ورنه چه کون و کجا مکان

جایی رسید جان اسیری براه عشق

کانجا نه نام کشف و عیان بود و نه نشان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۷حسن جان افزای روی او عیان
  2. شمارهٔ ۴۱۸رخسار دوست بنگر و حسن و جمال بین
  3. شمارهٔ ۴۱۹کردم نثار مقدم عشق تو عقل و دین
  4. شمارهٔ ۴۲۰عاشقیم و رند و بی نام و نشان
  5. شمارهٔ ۴۲۱آفتاب روی تو تابان شد از ذرات کون
  6. شمارهٔ ۴۲۲مرآت روی دوست نظرکن جهان ببین
  7. شمارهٔ ۴۲۳ای دل ار معشوق جویی باش یار عاشقان
  8. شمارهٔ ۴۲۴جلوه معشوق دیدم در لقای عاشقان
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.