پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۱۶

ای اسیران غم عشق تو آزاد از جهان

والهان حسن رویت بیخبر از جسم و جان

سالکان راه تو فارغ ز ملک کاینات

عاشقان روی تو در کوی عشقت جان فشان

جان فشانان رهت مستان جام نیستی

واصلان درگهت از هستی خود در امان

بینوایان درت بی ننگ و ناموس آمده

پاکبازان ره تو از دو عالم بی نشان

عارفان سرمعنی حاکمان تخت دین

محرمان وصل تو شاهان ملک جاودان

شاهبازان طریقت بهر صید وصل تو

هر زمان طیران نمایند در هوای لامکان

عشق بازان چون اسیری در طریق عاشقی

دست دل یکبارگی شستند از جان و جهان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۱۸رخسار دوست بنگر و حسن و جمال بین
  2. شمارهٔ ۴۱۹کردم نثار مقدم عشق تو عقل و دین
  3. شمارهٔ ۴۲۰عاشقیم و رند و بی نام و نشان
  4. شمارهٔ ۴۲۱آفتاب روی تو تابان شد از ذرات کون
  5. شمارهٔ ۴۲۲مرآت روی دوست نظرکن جهان ببین
  6. شمارهٔ ۴۲۳ای دل ار معشوق جویی باش یار عاشقان
  7. شمارهٔ ۴۲۴جلوه معشوق دیدم در لقای عاشقان
  8. شمارهٔ ۴۲۵بس غریب و طرفه افتادست حال عاشقان
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.