پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۶

ای عاشقان، ای عاشقان، من جسمهارا جان کنم

ای عارفان، ای عارفان، جانها بحق جانان کنم

ای سالکان، ای سالکان، اندر پناه من شوید

تا جغد را سربرکنم، شهباز در جولان کنم

ای صادقان، ای صادقان، صدق آورید از جان و دل

من درد را درمان کنم، من قطره را عمان کنم

ای بیدلان، ای بیدلان، محنت شد و شادی رسید

من با شما آن شاه را هم عهد و هم پیمان کنم

ای عالمان، ای عالمان، زین علمها جاهل شوید

تا من بتعلیم خدا مشکل همه آسان کنم

ای رهروان، ای رهروان، با ما روید این راه را

تا من شما را از کرم ره بین و هم ره دان کنم

ای کافران، ای کافران، نومید بودن شرط نیست

من دیر را مسجد کنم، من کفر را ایمان کنم

ای عابدان، ای عابدان، در خوف باشید و رجا

هم عاصیان عابد کنم، طاعات را عصیان کنم

ای منعمان، ای منعمان، دل در جهان بستن چرا

من منعمان مفلس کنم، من سود را خسران کنم

ای بیکسان، ای بیکسان، هستم چو غمخوار شما

هم با شما مونس شوم، هم کار غمخواران کنم

ای غافلان، ای غافلان، خوش از اسیری غافلید

من کوه را صحرا کنم، صحرا همه بستان کنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۸چونکه بخود نظرکنم، من نه ز جانم و تنم
  2. شمارهٔ ۴۰۹جانا ز درد عشق تو چون من فغان کنم
  3. شمارهٔ ۴۱۰تا بنای عاشقی در کاینات انداختیم
  4. شمارهٔ ۴۱۱من مستم و میخوارم گو خلق بدانیدم
  5. شمارهٔ ۴۱۲من مست عشقم زاهدا با ما مگو از عقل و دین
  6. شمارهٔ ۴۱۳پیداست حسن دوست ز ذرات کن فکان
  7. شمارهٔ ۴۱۴ای صبح تجلی جمالت رخ انسان
  8. شمارهٔ ۴۱۵آن یار رو ز ما بچه رو می کند نهان
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.