پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۴۰۵

مبداء خلقت بامر کن فکان من بوده ام

منتهای مقصد از خلق جهان من بوده ام

پیش ازآن کاسرار غیب آید بصحرای شهود

برزخ غیب و شهادت در میان من بوده ام

گرچه در صورت نمودار دو عالم گشته ام

چون بمعنی بنگری هر دو جهان من بوده ام

هست روشن در حقیقت دیده عالم بما

دایمانور زمین و آسمان من بوده ام

تا نه پنداری که پیدادر جهانم این زمان

پیشتر از خلقت کون و مکان من بوده ام

آنزمان کز عالم و آدم نشان پیدا نبود

از مقام بی نشانی بانشان من بوده ام

ظاهر و باطن بمعنی جلوه گاه ماشمار

زانکه گر دانی عیان و هم نهان من بوده ام

کی فرود آید همای همت ما در مکان

چون که شهباز فضای لامکان من بوده ام

گفت و گوی ماست هر جا هست اندر هر زبان

چون اسیری در دو عالم داستان من بوده ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۷من ذات بحت مطلقم، هم وصف و هم اسماستم
  2. شمارهٔ ۴۰۸چونکه بخود نظرکنم، من نه ز جانم و تنم
  3. شمارهٔ ۴۰۹جانا ز درد عشق تو چون من فغان کنم
  4. شمارهٔ ۴۱۰تا بنای عاشقی در کاینات انداختیم
  5. شمارهٔ ۴۱۱من مستم و میخوارم گو خلق بدانیدم
  6. شمارهٔ ۴۱۲من مست عشقم زاهدا با ما مگو از عقل و دین
  7. شمارهٔ ۴۱۳پیداست حسن دوست ز ذرات کن فکان
  8. شمارهٔ ۴۱۴ای صبح تجلی جمالت رخ انسان
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.