پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۹

ای یافته ز پرتو رویت جهان نظام

پیوند گیسوی تو شده جان خاص و عام

ذرات حامدند و تو محمود عالمی

زان در جهان محمد و احمد شدی بنام

چون در مقام قرب تو کس را نبود راه

جبریل هم ز پیش تو آرد بتو پیام

بهر کمال نورالهی نمود دور

آخر بنقطه تو شد این دایره تمام

زان انشقاق مه بجهان گشت معجزه

کو را بانشراح دلت نسبتی است تام

عکس رخ چو ماه تو و زلف شب مثال

در آینه جهان بنمودست صبح و شام

هستی تو خواجه دو جهان و همه جهان

از جان شدند همچو اسیری ترا غلام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۴۰۱من که پیوسته بروی تو چنین حیرانم
  2. شمارهٔ ۴۰۲من که در کوی غم عشق تو سرگردانم
  3. شمارهٔ ۴۰۳در طریقت سالها در نار محنت سوختیم
  4. شمارهٔ ۴۰۴ازآن می تا بنوشیدم دو سه جام
  5. شمارهٔ ۴۰۵مبداء خلقت بامر کن فکان من بوده ام
  6. شمارهٔ ۴۰۶ای عاشقان، ای عاشقان، من جسمهارا جان کنم
  7. شمارهٔ ۴۰۷من ذات بحت مطلقم، هم وصف و هم اسماستم
  8. شمارهٔ ۴۰۸چونکه بخود نظرکنم، من نه ز جانم و تنم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.