پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۶

هر چند براه طلب دوست دویدیم

از کوشش بسیار بجائی نرسیدیم

بربوی وصال تو شدم محو درین راه

از خویش بماندیم وز هجران نرهیدیم

ماسود جهان در سر سودای تو کردیم

دادیم دل و دین و غم عشق خریدیم

بنمود رخ از پرده و دل برد و نهان شد

بی پرده دگر ماه رخش هیچ ندیدیم

کردیم وداع خرد و صبر بکلی

تا جرعه از جام می عشق چشیدیم

شاید که شود جان بتو پیوند درآخر

زان دل ز خیال دو جهان باز بریدیم

بی طاقت و سودازده و زار و نزاریم

از بس که بجان بار غم عشق کشیدیم

گر خلق مرا نیک شمارند و گر بد

از روی یقین دان که فریدیم و وحیدیم

دیوانه و مست است ز عشق تو اسیری

این وایه همیشه به دعا می‌طلبیدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۸تا که در دل تخم عشقت کاشتیم
  2. شمارهٔ ۳۹۹ای یافته ز پرتو رویت جهان نظام
  3. شمارهٔ ۴۰۰ما حاوی سرکن فکانیم
  4. شمارهٔ ۴۰۱من که پیوسته بروی تو چنین حیرانم
  5. شمارهٔ ۴۰۲من که در کوی غم عشق تو سرگردانم
  6. شمارهٔ ۴۰۳در طریقت سالها در نار محنت سوختیم
  7. شمارهٔ ۴۰۴ازآن می تا بنوشیدم دو سه جام
  8. شمارهٔ ۴۰۵مبداء خلقت بامر کن فکان من بوده ام
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.