پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۵

چون یار برقص آید من مطربی آغازم

ور من بسماع ایم یارست نوا سازم

از مهر رخش گردد ذرات جهان رقصان

در جلوه چو می آید آن دلبر طنازم

در حسن رخ جانان جان گشت چنان حیران

کز تاب جمال او با خویش نپردازم

از شوق جمال تو بربوی وصال تو

در انجمن و خلوت با یاد تو همرازم

اسرار غم عشقت میداشت دلم پنهان

دردا که فتاد اکنون از پرده برون رازم

سودای جهان یکسر کردیم برون از سر

تا سوز غم عشقت شد مونس و دمسازم

گر زانکه گداگشتم بی برگ و نوا گشتم

برجمله شهنشاهان از عشق تو می نازم

گر عشق جهان سوزت با ما نفسی سازد

یک لحظه ز عقل و دین بنیاد براندازم

گر جان اسیری را دادی بوصالت ره

شکرانه آن خود را پیش تو فدا سازم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۷چو خراب عشق یارم همگی ز یار گویم
  2. شمارهٔ ۳۹۸تا که در دل تخم عشقت کاشتیم
  3. شمارهٔ ۳۹۹ای یافته ز پرتو رویت جهان نظام
  4. شمارهٔ ۴۰۰ما حاوی سرکن فکانیم
  5. شمارهٔ ۴۰۱من که پیوسته بروی تو چنین حیرانم
  6. شمارهٔ ۴۰۲من که در کوی غم عشق تو سرگردانم
  7. شمارهٔ ۴۰۳در طریقت سالها در نار محنت سوختیم
  8. شمارهٔ ۴۰۴ازآن می تا بنوشیدم دو سه جام
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.