پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۴

تا در طریق عشق تو من جان فشان شدم

بی جان شدم ولیک جهان در جهان شدم

زان دم که باختم دل و جان در قمار عشق

از هر چه عقل فرض کند، بیش از آن شدم

شهباز همتم چو پر و بال برگشاد

بالاتر از زمین و زمان و مکان شدم

تا با نشان شوم مگر از یار بی نشان

نام و نشان گذاشتم و بی نشان شدم

چون در فنا ز هستی خود نیست آمدم

در عالم بقا بخدا جاودان شدم

تا گشته ام گدای گدایان کوی تو

در ملک فقر پادشه شه نشان شدم

آزاده چون که گشت اسیری ز قید خویش

مطلق بکوی عشق و جنون داستان شدم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۶هر چند براه طلب دوست دویدیم
  2. شمارهٔ ۳۹۷چو خراب عشق یارم همگی ز یار گویم
  3. شمارهٔ ۳۹۸تا که در دل تخم عشقت کاشتیم
  4. شمارهٔ ۳۹۹ای یافته ز پرتو رویت جهان نظام
  5. شمارهٔ ۴۰۰ما حاوی سرکن فکانیم
  6. شمارهٔ ۴۰۱من که پیوسته بروی تو چنین حیرانم
  7. شمارهٔ ۴۰۲من که در کوی غم عشق تو سرگردانم
  8. شمارهٔ ۴۰۳در طریقت سالها در نار محنت سوختیم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.