پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۲

روشن ز ماه روی تو شد منزل دلم

وز زلف سرکشت همه سوداست حاصلم

گشتم غریق بحر غم و در تعجبم

گر لطف بیکران نکشیدی بساحلم

فکر دقیق من بمیان تو ره نبرد

وز سر غیب آن دهن تنگ غافلم

حقا که ورد من بشب و روز ذکرتست

زیرا که فارغ از همه افکار باطلم

گیرم ز مصحف رخت آیات محکمات

گر ساعد چو سیم تو گردد حمایلم

دوری ز مهرروی تو مارا هلال ساخت

ای وای برمن ار تو نیائی مقابلم

آزاده شد اسیری ز قید بهشت و حور

تا گشته است کوی تو مأوا و منزلم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۴تا در طریق عشق تو من جان فشان شدم
  2. شمارهٔ ۳۹۵چون یار برقص آید من مطربی آغازم
  3. شمارهٔ ۳۹۶هر چند براه طلب دوست دویدیم
  4. شمارهٔ ۳۹۷چو خراب عشق یارم همگی ز یار گویم
  5. شمارهٔ ۳۹۸تا که در دل تخم عشقت کاشتیم
  6. شمارهٔ ۳۹۹ای یافته ز پرتو رویت جهان نظام
  7. شمارهٔ ۴۰۰ما حاوی سرکن فکانیم
  8. شمارهٔ ۴۰۱من که پیوسته بروی تو چنین حیرانم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.