پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۹۱

ما از غم تو بی سر و سامان نشسته ایم

بی وصل تو بماتم هجران نشسته ایم

زان دم که خط دوست بپوشید روی او

با دود دل ز آتش پنهان نشسته ایم

اندر هوای چشم و دو زلف سیاه او

بیمار و ناتوان و پریشان نشسته ایم

چون چشم مست اوست مرا ساقی از ازل

سرمست و پرخمار بدوران نشسته ایم

عمری در انتظار که روشن شود دلم

از شمع روت با دل سوزان نشسته ایم

تا روی چون چراغ تو شد شمع مجلسم

در پرتو جمال تو حیران نشسته ایم

چون بلبلان بموسم گل با هزار درد

اندر هوای روی تو نالان نشسته ایم

فارغ ز مدعی و ز اغیار بوده ایم

بی زحمت حسود بیاران نشسته ایم

همچون اسیری در غم آن سرو سیم بر

با روی زرد و دیده گریان نشسته ایم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۳غیر مهر ماه رویی نیست حالی در خورم
  2. شمارهٔ ۳۹۴تا در طریق عشق تو من جان فشان شدم
  3. شمارهٔ ۳۹۵چون یار برقص آید من مطربی آغازم
  4. شمارهٔ ۳۹۶هر چند براه طلب دوست دویدیم
  5. شمارهٔ ۳۹۷چو خراب عشق یارم همگی ز یار گویم
  6. شمارهٔ ۳۹۸تا که در دل تخم عشقت کاشتیم
  7. شمارهٔ ۳۹۹ای یافته ز پرتو رویت جهان نظام
  8. شمارهٔ ۴۰۰ما حاوی سرکن فکانیم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.