پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۸

دردا که ز درد تو بدرمان نرسیدیم

زین غم دل و جان رفت بجانان نرسیدیم

بسیار دویدیم بسر در پی مطلوب

سر در طلبش رفت و بسامان نرسیدیم

در کوچه عشق تو همه عمر برفتیم

آمد بسر این عمر و به پیشان نرسیدیم

در بادیه عشق تو سرگشته حیران

چندانکه دویدیم بپایان نرسیدیم

معروف بعرفان شده ام لیک چه حاصل

در معرفت کنه تو ای جان نرسیدیم

گفتند فنا شو که رسیدی بحقیقت

چون مائی ما رفت عجب زان نرسیدیم

از بهر دل ریش اسیری همه عالم

مرهم شد و زان نیز بدرمان نرسیدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۹۰ما رند خراباتی میخواره و مستیم
  2. شمارهٔ ۳۹۱ما از غم تو بی سر و سامان نشسته ایم
  3. شمارهٔ ۳۹۲روشن ز ماه روی تو شد منزل دلم
  4. شمارهٔ ۳۹۳غیر مهر ماه رویی نیست حالی در خورم
  5. شمارهٔ ۳۹۴تا در طریق عشق تو من جان فشان شدم
  6. شمارهٔ ۳۹۵چون یار برقص آید من مطربی آغازم
  7. شمارهٔ ۳۹۶هر چند براه طلب دوست دویدیم
  8. شمارهٔ ۳۹۷چو خراب عشق یارم همگی ز یار گویم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.