پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۷

چنان حیران حسن آن نگارم

که پروای همه عالم ندارم

مرا از جنت و دوزخ چه پرسی

چو من محو جمال روی یارم

ز دست غمزه آن چشم خونریز

چو زلف عنبرینش بیقرارم

ازآن می ها که ساقی در ازل داد

چو چشمش تا ابد اندر خمارم

تنم در عشق او شد چون خیالی

بدرد عاشقی بنگر چه زارم

چه شادی باشد ای مطلوب جانم

که چون دولت درآئی در کنارم

هزاران حسن یوسف پیش رویش

اسیری کی درآید در شمارم؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۹ز شوق روی جانان آنچنانم
  2. شمارهٔ ۳۹۰ما رند خراباتی میخواره و مستیم
  3. شمارهٔ ۳۹۱ما از غم تو بی سر و سامان نشسته ایم
  4. شمارهٔ ۳۹۲روشن ز ماه روی تو شد منزل دلم
  5. شمارهٔ ۳۹۳غیر مهر ماه رویی نیست حالی در خورم
  6. شمارهٔ ۳۹۴تا در طریق عشق تو من جان فشان شدم
  7. شمارهٔ ۳۹۵چون یار برقص آید من مطربی آغازم
  8. شمارهٔ ۳۹۶هر چند براه طلب دوست دویدیم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.