پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۳

ما در ازل بعشق تو افسانه بوده ایم

تا مست رند و عاشق و فرزانه بوده ایم

نام و نشان لیلی و مجنون نبد که ما

از عشق عقل سوز تو دیوانه بوده ایم

پیش از ظهور عالم و آدم ببزم انس

با تو حریف ساغر و پیمانه بوده ایم

ماآشنای عشق تو از روز فطرتیم

نه همچو مدعی ز تو بیگانه بوده ایم

زنار عشق تا که چو کفار بسته ایم

در کفر و دین عشق تو مردانه بوده ایم

(مخمور و بیخودیم ازآن چشم پرخمار

مست چنین نه از می میخانه بوده ایم)

(مادر لباس فقر اسیری ز چشم غیر)

(دایم نهان چو گنج بویرانه بوده ایم)

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۵چو از روز ازل رندی و قلاشی است آئینم
  2. شمارهٔ ۳۸۶ما حسن روی یار ز هر روی دیده‌ایم
  3. شمارهٔ ۳۸۷چنان حیران حسن آن نگارم
  4. شمارهٔ ۳۸۸دردا که ز درد تو بدرمان نرسیدیم
  5. شمارهٔ ۳۸۹ز شوق روی جانان آنچنانم
  6. شمارهٔ ۳۹۰ما رند خراباتی میخواره و مستیم
  7. شمارهٔ ۳۹۱ما از غم تو بی سر و سامان نشسته ایم
  8. شمارهٔ ۳۹۲روشن ز ماه روی تو شد منزل دلم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.