پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۸۲

به سویت می‌کشد دل هر زمانم

ز جانِ من چه خواهد دل، ندانم

بدان شادم که از دستِ غمِ تو

نباشد در جهان یک‌دم امانم

دلم بُردی و رفتی و نگفتی

که من بی جان و دل کِی زنده مانَم

ز جورِ عشق او صبر و خِرَد را

مَدار ای دل طمع دیگر ز جانم

چو دیدم پرتوِ خورشیدِ رویش

بسان ذرّه شیدایِ جهانم

برو ناصح مده پندم ز عشقش

نگر من عاشق و رسوا چه سانم

اسیری وصف حسن نور بخشش

چه گویم چونکه ناید در بیانم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۴ما رند خراباتی بی نام و نشانیم
  2. شمارهٔ ۳۸۵چو از روز ازل رندی و قلاشی است آئینم
  3. شمارهٔ ۳۸۶ما حسن روی یار ز هر روی دیده‌ایم
  4. شمارهٔ ۳۸۷چنان حیران حسن آن نگارم
  5. شمارهٔ ۳۸۸دردا که ز درد تو بدرمان نرسیدیم
  6. شمارهٔ ۳۸۹ز شوق روی جانان آنچنانم
  7. شمارهٔ ۳۹۰ما رند خراباتی میخواره و مستیم
  8. شمارهٔ ۳۹۱ما از غم تو بی سر و سامان نشسته ایم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.