پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۹

چون بفضل حق رهی در ملکت جان یافتم

صد هزاران عالم بیحد و پایان یافتم

سال ها درهر یکی زان عالم اقلیم جان

سیر کردم جمله عالم عین جانان یافتم

جمله ذرات عالم از لطیف و از کثیف

هم زمهر روی او چون ماه تابان یافتم

چون ز لذات دو عالم در گذشتم مردوار

دردهجران را ز وصل دوست درمان یافتم

عالم آثار و افعال و صفات بی کران

جمله یک دریای نور ذات رحمان یافتم

سالهای بیحد وعد اندر آن دریای نور

غوطه ها خوردم که آخر در عرفان یافتم

خویش را با جمله اشیا بی حساب و بی شمار

در تجلی فانی اندر ذات سبحان یافتم

چون ز قید خود اسیری گشت مطلق آخرش

عین اسما و صفات ذات یزدان یافتم

گنج بی پایان کشف برکمال معرفت

هم ز لطف نوربخشش سخت آسان یافتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۱دو عالم پرتوی از نور ذاتم
  2. شمارهٔ ۳۸۲به سویت می‌کشد دل هر زمانم
  3. شمارهٔ ۳۸۳ما در ازل بعشق تو افسانه بوده ایم
  4. شمارهٔ ۳۸۴ما رند خراباتی بی نام و نشانیم
  5. شمارهٔ ۳۸۵چو از روز ازل رندی و قلاشی است آئینم
  6. شمارهٔ ۳۸۶ما حسن روی یار ز هر روی دیده‌ایم
  7. شمارهٔ ۳۸۷چنان حیران حسن آن نگارم
  8. شمارهٔ ۳۸۸دردا که ز درد تو بدرمان نرسیدیم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.