پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۸

حج من سوی تو آمد طوف کویت کعبه‌ام

دیدن دیدار تو باشد صفا و مروه‌ام

جامه احرام من باشد تجرد از هوا

لازم درگاه تو بودن همیشه وقفه‌ام

حاجیان را گرچه باشد هدیه بد نه پیش تو

در هوایت کشتن نفس و هوا شد هدیه‌ام

رو به سوی هرکسی دارند در هر ملتی

کعبه ما کوی یار و روی او شد قبله‌ام

شد نماز و ورد من ذکر جمال روی او

دل ز یاد غیر خالی کردن آمد روزه‌ام

دیدن دیدار دلبر هست عید من

جان و دل ایثار کردن پیش جانان فطره‌ام

ای اسیری جمله عشاق جانبازان بدند

جان به عشق دلبر افشان گو که من زین زمره‌ام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۸۰زین دامِ تن گهی که چو شهباز برپرم
  2. شمارهٔ ۳۸۱دو عالم پرتوی از نور ذاتم
  3. شمارهٔ ۳۸۲به سویت می‌کشد دل هر زمانم
  4. شمارهٔ ۳۸۳ما در ازل بعشق تو افسانه بوده ایم
  5. شمارهٔ ۳۸۴ما رند خراباتی بی نام و نشانیم
  6. شمارهٔ ۳۸۵چو از روز ازل رندی و قلاشی است آئینم
  7. شمارهٔ ۳۸۶ما حسن روی یار ز هر روی دیده‌ایم
  8. شمارهٔ ۳۸۷چنان حیران حسن آن نگارم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.