پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۴

ای ماه رو ای ماه رو من عاشق روی توام

دیوانه عشقم از آن دربند گیسوی توام

تا بینمت هر ساعتی در جلوه و ناز دگر

با خاک یکسان گشته و افتاده درکوی توام

زآئینه روی بتان چون عکس رویت شد عیان

عاشق بروی این و آن پیوسته بربوی توام

بیمار چشم جادوت شد رهزن جان و دلم

در مکر و افسون بنده آن چشم جادوی توام

گر یکنفس غافل شوم از یاد حسن روی تو

خیل خیالت کش کشان خوش میکشد سوی توام

معشوق گوید هر دمم رو در جفایم صبرکن

با جور عشق ار خوکنی من عاشق خوی توام

گفتی اسیری از چه شد در قید فتنه مبتلا

پابسته دام بلا ازحلقه موی توام

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۶در طریقت رهروان را رهنمایی می‌کنم
  2. شمارهٔ ۳۷۷بدلداری و دلجوئی درآمد عاقبت یارم
  3. شمارهٔ ۳۷۸حج من سوی تو آمد طوف کویت کعبه‌ام
  4. شمارهٔ ۳۷۹چون بفضل حق رهی در ملکت جان یافتم
  5. شمارهٔ ۳۸۰زین دامِ تن گهی که چو شهباز برپرم
  6. شمارهٔ ۳۸۱دو عالم پرتوی از نور ذاتم
  7. شمارهٔ ۳۸۲به سویت می‌کشد دل هر زمانم
  8. شمارهٔ ۳۸۳ما در ازل بعشق تو افسانه بوده ایم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.