پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۷۵

بیا ای مرهم درد درونم

ببین تا در غم عشق تو چونم

غم عشق تو برد از من دل و دین

بدست عشق تو زینسان زبونم

چو هر دم حسن رویت می فزاید

از آن هر لحظه در عشقت زبونم

ز شوق حسن روی جانفزایت

روانست از دو دیده جوی خونم

ز مهر آن جمال عالو افروز

بسان ذره بی صبر و سکونم

غریب و بی کس و بی یار و همدم

ز بی رحمی این گردون دونم

برون پرده در پندار مانده

نکردی واقف از سر درونم

درون گنبد نه چرخ گردون

مجو ما را کزین جمله برونم

کنم حل همه مشکل اسیری

چو در اقلیم عشقش ذوفنونم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۷۷بدلداری و دلجوئی درآمد عاقبت یارم
  2. شمارهٔ ۳۷۸حج من سوی تو آمد طوف کویت کعبه‌ام
  3. شمارهٔ ۳۷۹چون بفضل حق رهی در ملکت جان یافتم
  4. شمارهٔ ۳۸۰زین دامِ تن گهی که چو شهباز برپرم
  5. شمارهٔ ۳۸۱دو عالم پرتوی از نور ذاتم
  6. شمارهٔ ۳۸۲به سویت می‌کشد دل هر زمانم
  7. شمارهٔ ۳۸۳ما در ازل بعشق تو افسانه بوده ایم
  8. شمارهٔ ۳۸۴ما رند خراباتی بی نام و نشانیم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.