پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۶۷

حالیا در بزم وصل دوست جامی می‌زنم

با می و معشوق لاف نیکنامی می‌زنم

تا به ملک وصل جانان راه یابد جان ما

بی‌سر و سامان به راه عشق گامی می‌زنم

چون به کوی زهد کاری برنیامد زاهدا

حالیا در میکده رندانه جامی می‌زنم

من که در اقلیم تقوی خواجه بودم کنون

پیش پیر میکده دم از غلامی می‌زنم

تا نمایم ره به کوی وصل جانان خلق را

در طریق حق صلای خاص و عامی می‌زنم

چون ز خود فانی مطلق گشتم و باقی به حق

در مقام فقر گلبانگ تمامی می‌زنم

چون اسیری در طریق عشق بودم پخته

زآتش سوداش اکنون جوش خامی می‌زنم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۶۹روی تو به نقشهای محکم
  2. شمارهٔ ۳۷۰ما در هوای وصل تو شیدای عالمیم
  3. شمارهٔ ۳۷۱تجلی جمالش را اگر آئینه شد عالم
  4. شمارهٔ ۳۷۲من ز تاب آتش عشق تو ناپرواستم
  5. شمارهٔ ۳۷۳ما در طریق عشق تو جانباز بوده ایم
  6. شمارهٔ ۳۷۴ای ماه رو ای ماه رو من عاشق روی توام
  7. شمارهٔ ۳۷۵بیا ای مرهم درد درونم
  8. شمارهٔ ۳۷۶در طریقت رهروان را رهنمایی می‌کنم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.