پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۴

ما جمله جهان مصحف رخسار تو دیدیم

برهر ورقی آیت انوار تو دیدیم

در میکده و دیر و کلیسا مغ و ترسا

مشتاق تو و طالب دیدار تو دیدیم

گر کافر بی دین و گر مؤمن دین دار

ما جمله مطیع تو و درکار تو دیدیم

ما از سر تحقیق و یقین در همه ذرات

کردیم نظر جمله طلبکار تو دیدیم

هرکس بگمان بوبرد ازسر تو ولیکن

ما دل بیقین واقف اسرار تو دیدیم

حقا که سزاوار جفای غم عشقت

جان و دل عشاق وفادار تو دیدیم

جانا ز اسیری چو شدی فارغ و آزاد

اغیار جهان را همگی یار تو دیدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۶زنگ دویی ز آینه دل زدوده‌ایم
  2. شمارهٔ ۳۵۷ای جمال جان فزایت وایه جان و دلم
  3. شمارهٔ ۳۵۸دادیم دل بدست غم عشق آن صنم
  4. شمارهٔ ۳۵۹باز از سودای زلفش بی سرو سامان شدم
  5. شمارهٔ ۳۶۰ای عاشقان ای عاشقان من عاشق دیوانه‌ام
  6. شمارهٔ ۳۶۱رندیم و ملامتی و بدنام
  7. شمارهٔ ۳۶۲ما اختیار خویش به دست تو داده‌ایم
  8. شمارهٔ ۳۶۳از عشق تو مامعتکف کوی نیازیم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.