پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۵

من درون درد درمان یافتم

در حجاب کفر ایمان یافتم

سالها رفتم براه جست و جو

تا فراق و وصل یکسان یافتم

در نقاب جمله ذرات کون

حسن او پیدا و پنهان یافتم

آنکه بیرون از دل و جان جستمش

عاقبت هم در دل و جان یافتم

هرچه دارد نقش هستی در جهان

در لباس جمله جانان یافتم

تاکه گشتم محو مطلق در فنا

در سلوک راه پایان یافتم

در بدر گردیدم و جستم خبر

زین گدائی بوی سلطان یافتم

حق به نقش ما و تو دارد ظهور

مظهر واجب چو امکان یافتم

من اسیری در بقا بعدالفنا

مظهر کل بحر عمان یافتم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۷ای جمال جان فزایت وایه جان و دلم
  2. شمارهٔ ۳۵۸دادیم دل بدست غم عشق آن صنم
  3. شمارهٔ ۳۵۹باز از سودای زلفش بی سرو سامان شدم
  4. شمارهٔ ۳۶۰ای عاشقان ای عاشقان من عاشق دیوانه‌ام
  5. شمارهٔ ۳۶۱رندیم و ملامتی و بدنام
  6. شمارهٔ ۳۶۲ما اختیار خویش به دست تو داده‌ایم
  7. شمارهٔ ۳۶۳از عشق تو مامعتکف کوی نیازیم
  8. شمارهٔ ۳۶۴ما عاشق دیوانه و سرمست لقائیم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.