پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۵۲

گه مست و بیخبر ز می صاف وحدتیم

گه درد نوش خانه خمار کثرتیم

در پرتو جمال جهان سوز روی دوست

شیدا و والهیم و همه مست حیرتیم

ما با وجود دولت عرفان و گنج فقر

از ملک کیقباد و فریدون فراغتیم

مفتی اگر ز روی حقیقت نظر کنی

ما هر یکی کتاب و کلامیم و آیتیم

مارند و مست و عاشق و فارغ ز هست و نیست

تنها نه این زمان که هم از روز فطرتیم

پرواز ما برون ز مکانست و لامکان

ما شاهباز حضرت و عنقای قربتیم

مجموعه جمیع صفات است ذات ما

دیویم و هم فرشته و هم نور و ظلمتیم

در ظاهر ار گدا و فقیریم باطنا

سلطان تخت کشور معنی و صورتیم

ازما بجوی نور هدایت اسیریا

ما مهر نوربخش سپهر ولایتیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۵۴ما جمله جهان مصحف رخسار تو دیدیم
  2. شمارهٔ ۳۵۵من درون درد درمان یافتم
  3. شمارهٔ ۳۵۶زنگ دویی ز آینه دل زدوده‌ایم
  4. شمارهٔ ۳۵۷ای جمال جان فزایت وایه جان و دلم
  5. شمارهٔ ۳۵۸دادیم دل بدست غم عشق آن صنم
  6. شمارهٔ ۳۵۹باز از سودای زلفش بی سرو سامان شدم
  7. شمارهٔ ۳۶۰ای عاشقان ای عاشقان من عاشق دیوانه‌ام
  8. شمارهٔ ۳۶۱رندیم و ملامتی و بدنام
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.