پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۷

ما ز عشق یار در دل آتشی افروختیم

هرچه نقش غیر در وی بود کلی سوختیم

گر نباشد عشق ما حسنش کجا پیدا شود

شمع رویش را ز نور عشق ما افروختیم

زنده می‌سازد لبش هردم هزاران مرده را

ما ز لعل او هم اینجا نفخ صور آموختیم

چون رواجی داشت در بازار عشقش دین و دل

ما به سودای وصالش جمله را بفروختیم

در لباس عشق جانان ما لباس جان و تن

در فراق او دریدیم و به وصلش دوختیم

از فسون عقل نتوان عشق را از دست داد

چونکه عمری ای اسیری ما همین اندوختیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۹ما عاشق مست آن لقائیم
  2. شمارهٔ ۳۵۰ز خود فانی و در عین بقائیم
  3. شمارهٔ ۳۵۱غرق بحر وحدتیم، من، من نیم
  4. شمارهٔ ۳۵۲گه مست و بیخبر ز می صاف وحدتیم
  5. شمارهٔ ۳۵۳ما در دو جهان غیر تو دیار ندیدیم
  6. شمارهٔ ۳۵۴ما جمله جهان مصحف رخسار تو دیدیم
  7. شمارهٔ ۳۵۵من درون درد درمان یافتم
  8. شمارهٔ ۳۵۶زنگ دویی ز آینه دل زدوده‌ایم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.