پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۳

مشرق انوار روحانی منم

مغرب اسرار ربانی منم

چون ظهور جمله اسما بماست

مظهر اوصاف رحمانی منم

هر دو عالم شد بنور ما عیان

اصل هر پیدا و پنهانی منم

شد بنقش موج ما دریا عیان

آنچه در عالم تو جویانی منم

در اسرار یقین از ما طلب

زانک بی شک بحر عمانی منم

نیست عالم در حقیقت جز طلسم

گنج بی پایان اگر دانی منم

هر دو عالم شد شکار جان ما

شاهباز دست سلطانی منم

رو بما دارند ذرات جهان

چشمه خورشید رخشانی منم

مصحف آیات جمله کاینات

چون اسیری گر همی خوانی منم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۵ما ز تاب حسن او شیدا و حیران گشته‌ایم
  2. شمارهٔ ۳۴۶در سر همه سودای سر زلف تو دارم
  3. شمارهٔ ۳۴۷ما ز عشق یار در دل آتشی افروختیم
  4. شمارهٔ ۳۴۸شهباز لامکانم من در مکان نگنجم
  5. شمارهٔ ۳۴۹ما عاشق مست آن لقائیم
  6. شمارهٔ ۳۵۰ز خود فانی و در عین بقائیم
  7. شمارهٔ ۳۵۱غرق بحر وحدتیم، من، من نیم
  8. شمارهٔ ۳۵۲گه مست و بیخبر ز می صاف وحدتیم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.