پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۳۹

هنگام آن آمد که من این پرده ها را بردرم

شهباز و سیمرغی شوم از چرخ گردون بگذرم

ویران کنم این آشیان سازم مکان در لامکان

گردد همه کون و مکان چون بیضه زیر شهپرم

بگذارم این نام و نشان ازما ومن یابم امان

گردم فنای جاودان چون در جمالش بنگرم

چون یار بردارد نقاب آید برون مه از حجاب

هر ذره گردد آفتاب از نور مهر خاورم

در پرتو نور خدا از ما و من گشتم جدا

شد ظلمتم نور و صفا من عین نور انورم

هم صورت و معنی منم هم حجت و دعوی منم

هم دنیی و عقبی منم هم از دو عالم برترم

تا گشت جانم با نوا از گنج وصل جانفزا

کردم اسیری گم ترا دیگر چه یادت آورم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۱ما در دو جهان غیر تو مطلوب ندیدیم
  2. شمارهٔ ۳۴۲ما آینه کون و مکان روی تو دیدیم
  3. شمارهٔ ۳۴۳مشرق انوار روحانی منم
  4. شمارهٔ ۳۴۴ای عاشقان ای عاشقان من عاشق شوریده‌ام
  5. شمارهٔ ۳۴۵ما ز تاب حسن او شیدا و حیران گشته‌ایم
  6. شمارهٔ ۳۴۶در سر همه سودای سر زلف تو دارم
  7. شمارهٔ ۳۴۷ما ز عشق یار در دل آتشی افروختیم
  8. شمارهٔ ۳۴۸شهباز لامکانم من در مکان نگنجم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.