پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۴۰

من بحسنت ز ازل واله و شیدا بودم

عاشق بی دل و دیوانه و رسوا بودم

قطره بودم چو شدم غرقه دریا(ی) قدم

قطرگی رفت و دگر من همه دریا بودم

مست و قلاش ببوی تو بمیخانه مقیم

تا که بودم بهوای تو ازین ها بودم

چون که برداشت ز رخ پرده جمال مطلق

تا که دیدم ز همه قید معرا بودم

تا نماید بدلم عکس جمال ساقی

چو می صاف ز غش پاک و مصفا بودم

چون ز خود فانی و باقی ببقای تو شدم

در همه کون و مکان مطلق و بی جا بودم

تا شد آزاد ز قید تو اسیری جانم

بخدا بین که چو عین همه اشیا بودم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۴۲ما آینه کون و مکان روی تو دیدیم
  2. شمارهٔ ۳۴۳مشرق انوار روحانی منم
  3. شمارهٔ ۳۴۴ای عاشقان ای عاشقان من عاشق شوریده‌ام
  4. شمارهٔ ۳۴۵ما ز تاب حسن او شیدا و حیران گشته‌ایم
  5. شمارهٔ ۳۴۶در سر همه سودای سر زلف تو دارم
  6. شمارهٔ ۳۴۷ما ز عشق یار در دل آتشی افروختیم
  7. شمارهٔ ۳۴۸شهباز لامکانم من در مکان نگنجم
  8. شمارهٔ ۳۴۹ما عاشق مست آن لقائیم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.