پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۴

هر زمان نوعی بچشم اهل حال

می نماید حسن روی تو جمال

حسن رویت را ز مرآت جهان

زاهد ار دیدی نبودی در ضلال

دیده اهل بصیرت دیده است

حسن رخسار تو در حد کمال

تا رباید جان و دل از عاشقان

هر نفس نوعی کند غنج و دلال

گر هوای وصل معشوقت بود

از جفا و جور هجرانش منال

در طریق اهل عرفان ای فقیه

حال می باید چه جای قیل و قال

کرد جانم طی بیابان فراق

تا شدم آسوده در ملک وصال

حالیا رندیم و مست جام شوق

تا چه خواهد بود کارم را مآل

تا توئی با تو اسیری مانده است

کی ببزم وصل او یابی مجال

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۶در کشور جان و ملکت دل
  2. شمارهٔ ۳۲۷چو عشقش از دلت گشتست زایل
  3. شمارهٔ ۳۲۸زهی بزم و ساقی و حسن و جمال
  4. شمارهٔ ۳۲۹ای حسن جان فزای تو خورشید بی زوال
  5. شمارهٔ ۳۳۰تا کرد شاه عشق بملک دلم نزول
  6. شمارهٔ ۳۳۱چون خیال وصل جانان هست سودای محال
  7. شمارهٔ ۳۳۲بیا که بی تو ز عمر خودم گرفت ملال
  8. شمارهٔ ۳۳۳من که مست جام عشقم از ازل
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.