پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۶

در کشور جان و ملکت دل

بگرفت سپاه عشق منزل

ائین و رسوم نو نهادند

تا گشت رسوم عقل زایل

از عجز سپاه عقل نامد

با لشکر عشق در مقابل

شد سکه بنام عشق مشهور

از عقل نبرد نام عاقل

هرجا که نشان عاشقی بود

از دولت عشق گشت مقبل

وآنکس که بطور عقل دم زد

در عالم عشق بود جاهل

در فتوی عشق قول عاشق

حق آمد و گفت عقل باطل

هر کس که قبول عشق گردد

در مذهب عاشقی است قابل

در مکتب عشق براسیری

شد کشف همه نکات مشکل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۸زهی بزم و ساقی و حسن و جمال
  2. شمارهٔ ۳۲۹ای حسن جان فزای تو خورشید بی زوال
  3. شمارهٔ ۳۳۰تا کرد شاه عشق بملک دلم نزول
  4. شمارهٔ ۳۳۱چون خیال وصل جانان هست سودای محال
  5. شمارهٔ ۳۳۲بیا که بی تو ز عمر خودم گرفت ملال
  6. شمارهٔ ۳۳۳من که مست جام عشقم از ازل
  7. شمارهٔ ۳۳۴واین الاثافی و این الطلال
  8. شمارهٔ ۳۳۵همه صورت همه معنی همه حسنی و جمال
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.