پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۲۷

چو عشقش از دلت گشتست زایل

بکنج عافیت کردی تو منزل

بحمدالله که رستی از نگاری

که جز خون جگر زونیست حاصل

شها حیف است بهر بی وفایان

ز غم بودن چو مرغی نیم بسمل

کنون مردانه رفتی از غیوری

که برگشتی بکل زین فکر باطل

چو دانستی که هر جاییست یارت

بسویش می نباید بود مایل

چو قدر پاکبازی می ندانست

برون کردی هوایش پاک از دل

اسیری چون ز قیدش گشت ازاد

نگویی از چه بندی بار محمل

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۹ای حسن جان فزای تو خورشید بی زوال
  2. شمارهٔ ۳۳۰تا کرد شاه عشق بملک دلم نزول
  3. شمارهٔ ۳۳۱چون خیال وصل جانان هست سودای محال
  4. شمارهٔ ۳۳۲بیا که بی تو ز عمر خودم گرفت ملال
  5. شمارهٔ ۳۳۳من که مست جام عشقم از ازل
  6. شمارهٔ ۳۳۴واین الاثافی و این الطلال
  7. شمارهٔ ۳۳۵همه صورت همه معنی همه حسنی و جمال
  8. شمارهٔ ۳۳۶ای کنایت ز سر کوی تو جنات نعیم
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.