پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۹

بریخت ساقی وحدت می محبت پاک

بجام سینه دردی کشان منزل خاک

بنور معرفت ار هست چشم دل روشن

بگوش جان شنو آخر خطاب مالولاک

جمال روی تو آخر چنانچه هست، بگو

که جز درآینه ما کجا کنی ادراک

مگر که یار درآید بخانه دل من

سزای سینه ز خاشاک غیر کردم پاک

نقاب زلف برویت چه خوب افکندی

لکنت احرق لولا فعلت ذاک کذاک

بهر چه بنگرم از غایت نظربازی

رایت وجهک فیه ولانظرت سواک

مدار و مرکز دور دایری توازآن

اسیریا بتو کردند انجم و افلاک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۱مائیم نقاب شاهد شنگ
  2. شمارهٔ ۳۲۲گر پرده برنداری زان رخ ز جان غمناک
  3. شمارهٔ ۳۲۳جان ما مست می عشقست از روز ازل
  4. شمارهٔ ۳۲۴هر زمان نوعی بچشم اهل حال
  5. شمارهٔ ۳۲۵درد عشق آمد دوای درد دل
  6. شمارهٔ ۳۲۶در کشور جان و ملکت دل
  7. شمارهٔ ۳۲۷چو عشقش از دلت گشتست زایل
  8. شمارهٔ ۳۲۸زهی بزم و ساقی و حسن و جمال
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.