پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۷

ای در شعاع روی تو عقل خبیردنگ

در راه عشقت آمده پای خرد بسنگ

مست شراب عشقم و از عقل بیخبر

واعظ بما مگو سخن زهد و ریو و رنگ

ناموس اگر برفت بعشق تو گو برو

ما را بعشق دوست چه پروای نام و ننگ

صاحب دلان، دلا از من بیدل برد بزور

هر دم بعشوه دگر آن یار شوخ شنگ

جانم نبود بی می و معشوق یک نفس

زان دم که ما بدامن رندان زدیم چنگ

گوید رباب نغمه شوق تو زیر و بم

آید صدای عشق تو زآواز عود و چنگ

تا او فتاد پرده عزت ز روی یار

در تاب حسن اوست اسیری دلو و دنگ

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۹بریخت ساقی وحدت می محبت پاک
  2. شمارهٔ ۳۲۰براه عشق چنان رفت عاشق بی باک
  3. شمارهٔ ۳۲۱مائیم نقاب شاهد شنگ
  4. شمارهٔ ۳۲۲گر پرده برنداری زان رخ ز جان غمناک
  5. شمارهٔ ۳۲۳جان ما مست می عشقست از روز ازل
  6. شمارهٔ ۳۲۴هر زمان نوعی بچشم اهل حال
  7. شمارهٔ ۳۲۵درد عشق آمد دوای درد دل
  8. شمارهٔ ۳۲۶در کشور جان و ملکت دل
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.