پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۲

دست و پایی میزنم در راه عشق

تا مگر روزی شوم آگاه عشق

چون کواکب بی سر و پا گشته ام

تا شوم یکدم قرین ماه عشق

دامن معشوق می آرد بکف

هرکه باشد لازم درگاه عشق

از خرد بیگانه شو وز خویشتن

تا شوی از محرمان شاه عشق

زنده گشتم از حیات جاودان

چون شدم کشته بلشکرگاه عشق

فارغم از فکر زاد و راهزن

در سفر تا گشته ام همراه عشق

ای اسیری چون زمین می باش پست

تازنی برآسمان خرگاه عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۴بسی تصنیف دیدم در حقایق
  2. شمارهٔ ۳۱۵رندیم و قمارباز بی باک
  3. شمارهٔ ۳۱۶تا جامه هستی ز غم عشق نشد پاک
  4. شمارهٔ ۳۱۷ای در شعاع روی تو عقل خبیردنگ
  5. شمارهٔ ۳۱۸آوازه حسن تو گرفتست ممالک
  6. شمارهٔ ۳۱۹بریخت ساقی وحدت می محبت پاک
  7. شمارهٔ ۳۲۰براه عشق چنان رفت عاشق بی باک
  8. شمارهٔ ۳۲۱مائیم نقاب شاهد شنگ
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.