پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۳

چونکه شهانند گدایان عشق

باش دلا چاکر سلطان عشق

دفتر ناموس بآتش بسوز

تا که رهی یابی بدیوان عشق

ره بسر خوان وصالش بری

گر تو شوی یکدمه مهمان عشق

زود شوی واقف اسرار غیب

گر بزنی دست بدامان عشق

موت ارادی چو شود اختیار

زود شوی زنده بجانان عشق

مملکت عشق مسلم مراست

زانکه منم خسرو و خاقان عشق

تا که مسخر شودم دیو نفس

گشت دلم تخت سلیمان عشق

عقل، تو دور از من و بیگانه باش

زانکه منم محرم خاصان عشق

خواهی اسیری بوصالش رسی

زود به پیمای بیابان عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۵رندیم و قمارباز بی باک
  2. شمارهٔ ۳۱۶تا جامه هستی ز غم عشق نشد پاک
  3. شمارهٔ ۳۱۷ای در شعاع روی تو عقل خبیردنگ
  4. شمارهٔ ۳۱۸آوازه حسن تو گرفتست ممالک
  5. شمارهٔ ۳۱۹بریخت ساقی وحدت می محبت پاک
  6. شمارهٔ ۳۲۰براه عشق چنان رفت عاشق بی باک
  7. شمارهٔ ۳۲۱مائیم نقاب شاهد شنگ
  8. شمارهٔ ۳۲۲گر پرده برنداری زان رخ ز جان غمناک
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.