پرش به محتوای اصلی
اسیری لاهیجی اسیری لاهیجی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۳

زان غمزه ناوکی بمن آید ز هر طرف

یارب مباد تیر بلا را دگر هدف

آمد ندا ز یار که گر مست و عاشقی

درکش بذوق جام فنا را و لاتخف

چون سوختم برآتش عشقش ملک بدوش

برعرش برد مسند عزم ازین شرف

آنان که آستین ز دو عالم فشانده اند

آورده اند دامن دلدار را بکف

هرکس ز شوق یار سراید سرود غم

زاهد به لااله و مطرب بچنگ و دف

خورشید روی یار زهر ذره ظاهرست

بگشای چشم باطن و بنگر ز هر طرف

تابد درون جان اسیری هزار مهر

من حب نوربخشک یا شحنة النجف

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۵ز جام عشق سرمستم زهی ذوق
  2. شمارهٔ ۳۰۶ببحر هست مطلق تا شدم غرق
  3. شمارهٔ ۳۰۷عاشقان را دین و مذهب شد وفاق
  4. شمارهٔ ۳۰۸خواهی که شود کشف برت سراناالحق
  5. شمارهٔ ۳۰۹شاه و گدا یکسان بود بر درگه سلطان عشق
  6. شمارهٔ ۳۱۰بر جانان فشان جان را اگر هستی دلا عاشق
  7. شمارهٔ ۳۱۱اگر بسعی تو فضل خدای گشت رفیق
  8. شمارهٔ ۳۱۲دست و پایی میزنم در راه عشق
همه‌ی غزلیات ←

اسیری لاهیجی درباره‌ی اسیری لاهیجی

شمس‌الدین‌ محمد بن‌ یحیی‌ بن‌ علی‌ گیلانی لاهیجی نوربخشی (سال تولد نامعلوم، درگذشته به سال ۹۱۲ هجری قمری) متخلص به «اسیری‌» و «فدایی» و مشهور به «اسیری لاهیجی» عارف‌، شاعر و از مشایخ‌ سلسلهٔ نوربخشیه‌ است. کتاب «اسرار الشهود» اسیری با استفادهٔ از نسخهٔ آماده شده به کوشش آقای محمد رسا و کتاب «رسائل لاهیجی» با استفاده...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.